هفته 14
سلاااام مامان جون... دیشب حس کردم یه چیزی مثل پروانه تو شکمم پر میزنه
... فکر کنم تو بودی داشتی ورجو وورجه میکردی.... شایدم خیالاتی شدم....
بابا آرمین قدیما تو خونه واسه خودش راه میرفت همش میگفت :"خانومش"(با تاکید روی مش)...
ولی از وقتی تو اومدی هی میگه :"خانومشو نینیشون 
ما دیگه نی نی داریم....
"
مامانی این دفعه هم رفتم دکتر صدای قلبتو نتونست بشنوه... کلی گشت دنبال قلبت...
ولی نشد که نشد...
کلا دستگاه دکتر هم مثل خودش پیر شده...
راستی عکس سونوتو فرستادم واسه خاله مهرناز به همه نشون داده... دیگه همه دیدنت... یه چیز دیگه هم بگم برم... اولین هدیه تو خاله مهرناز واست خریده... عکسشو واست میزارم... مغازه داره یه پلاستیک دخترونه بهش داد اونم گفت عوضش کنین پسرونه بدین..
نی نی ما پسره

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


هفته 14 
